X
تبلیغات
عشق مقدس ترین کلمه


عشق مقدس ترین کلمه

دل نوشته های یه پسر عاشق

          خط زدن من آغاز بی لیاقتی توست

 

از این به بعد هر کی بهت گفت دوستت دارم

برو بغلش کن

تو چشاش نگا کن

آروم سرشو بذار رو شونت

و یواش در گوشش بگو:

          خب بسه دیگه "خیلی خندیدم

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند 
*دیگر گوسفند نمی درند* 
 
*به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...*



 سلام میثم.

 ببخشید اومدم وبت و مطلب گذاشتم

شاید دیگه این آخرین ورود من باشه

و این مطلبم آخرین یادگاری من.

       برات ارزوی سعادتمندی میکنم ولی یادت نره چقد دوست داشتم

 

نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1391ساعت 15:10 توسط میثم | |

عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان

 

دیگر سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست

 

و آواز عاشقانه خواندن دلیل عاشق بودن

 

ولی ای دوســـــــت تو نگاه عاشقانه ات را عاشقانه نگه دار

 

و کلام ساده ی عاشقانه ات را خالصانه بگو

 

و همیشه به یاد داشته باش

 

شبه عشق در کنار عشق بوده........

نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 18:2 توسط میثم | |

       پیوند وبلاگی وقلبی

         مهشید و میثم


              مبارک

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 20:21 توسط میثم | |

خنجر برایم بیارید
من از تبار دردم
عمری بی طلوع‌ام
مثل غروبی سردم
آینه دار غربت
با آدما غریبه
حوا ی چشمای من
در حسرت یه سیبه
تاریک سرنوشتم
فانوس من شکسته
عمری بغضش سنگین
راه گلوم و بسته
از شب به شب رسیدم
از کوچه‌ها به بن‌بست
آی آدمای سر خوش
جایی برای من هست
شبگرد قصه عشق
تنها و بی‌پناهم
این شبها پر از ستاره‌ام
و همه چیز در من
لطافت آسمان دلت را فریاد میکند
کاش همیشه باشد...
آرام
آفتابی
بارانی
طوفانی...
نگاهت که می‌کنم
هزاران پروانه در دلم بال می‌زنند
شیرینی التهاب بودنت را
و من اوج می‌گیرم
تا آسمون
تا تو...
و از شوق دیدنت
فرو می‌ریزم باز،مثل باران
جایی روی خاک
تا شاید گلی بروید
بسان عشق
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:42 توسط میثم | |

کاش مي شود سکوت را درهم شکست وازحصارتنهايي گريخت.
 خسته ام:
خسته از اين همه نيرنگ وفريب که همچون بغضي درون تنهايي ام خانه کرده.
 چه سخته تحمل درد انتظار...؟
 وچه هراس انگيز است که بداني انتظارت راپاياني نيست...!!
خدايا...
 تاکي باوعده هاي دروغين به اين دل بيمار اميد زنده بودن دهم...؟
 فردا راچکنم...؟
 ان روزي راکه ببيند تو دست دردست ودوش به دوش ديگري ايستاده اي...؟
به نگاه مظلومانه وپرسشگر او چه جوابي بدهم...؟
 اري...
 ان روز او براي هميشه ازتپيدن مي ايستد ومن نيز از شرم دروغهايم خواهم مرد...!!!
                             ×××××××××××
 رفتي ونديدي...!
 نديدي که تنهايي بعداز تو چي به روزم اورد...!؟
 رفتي ونگفتي که بعدازتوچگونه بااين روزگار بسازم...؟
 مگه نمي دونستي ....؟
 نمي دونستي که بي تو ديگه بهانه اي براي زنده ماندن ندارم...؟
 رفتي وهرچي داشتم با خودت بردي ...!
عشقم رو..
.اميدم رو..
.وهمه ارزوهامو...
 حالا من موندم ومن..
.تنهايي...تنها...!!!
 ديگه به چي اين دنيا دل خوش کنم...؟
 به چه ارزويي شب ها بخوابم وبه چه اميدي صبح ها چشم بازکنم...؟
 چرارفتي...؟
چطور تونستي به اين سادگي فراموشم کني...؟
خيلي بي رحمي...
خيلي سنگ دلي...
کاش مي شد فراموشت کنم...!
کاش مي شد...!!! گريان
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:39 توسط میثم | |

 رهایم کن...!

تنهایی خوشتر است...

می خواهم درخاموشی خانه ام،باخیالت خوش کنم...

تو هم، به کوچه میندیش ،--

پشت ان پنجره--خبری نیست...! 

فردامان ....

فریب خرده فانوسی بی فرجام...

ودم به دم به تاریکی میرویم...

حیرت مکن --غرور بزرگت شکستنی ست...! وکم کم ، شکوه چشمت از تما شا می افتد...

نه--دروغ است --رویایت ریشه گرفته ...نه این همه دوری ، که تکرار هزار حادثه هم ، کم رنگت نمی کند...

اشتباه گفتم ...

    --------- خاموشی خوب نیست.....

                             ---------------همصدایم باش........!؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:37 توسط میثم | |

 می خواهم ومی خواستمت ، تا نفسم بود

می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود که این شعله بیدار

روشنگر شب های بلند قفسم بود

ان بخت گریزنده دمی امد بگذشت

غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من واغوش تو ، هیهات ، که یک عمر

تنها نفسی باتو نشستن هوسم بود

بالله ، که به جز یاد تو ، گرهیچ کسم هست

حاشا ، که به جز عشق تو ،  گرهیچ کسم بود

لب بسته و پرسوخته ، از کوی تو رفتم

رفتم ، به خدا گرهوسم بود، بسم بود...!؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:32 توسط میثم | |

سیره اخلاقی امام رضا علیه السلام 

نويسنده: طاهره بهره‌مند

اخلاق فردی:

ادب
اخلاق، یكی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و كاشف كیفیت ذات، و درون اوست. امام رضا علیه‌السلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب كردند، همچنین انسانیت آن حضرت، یگانه و بی‌مانند بود، و در حقیقت تجلی روح نبوت، و مصداق رسالتی بود كه خود آن حضرت، یكی از نگهبانان و امانت‌داران و وارثان اسرار آن به شمار می‌رفت. از ابراهیم بن عباس صولی (1) نقل شده، كه گفته است:
من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با كسی درشتی كنند.
من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن كسی را پیش از فراغ از آن، قطع كند.
هرگز درخواست كسی را ،كه قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.
هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمی‌كردند.
هرگز در برابر همنشین تكیه نمی‌كردند.
هرگز او را ندیدم،كه غلامان و بردگان خود را بد گویند.
هرگز او را ندیدم، كه آب دهان بیندازند.
هرگز او را ندیدم، كه قهقهه بزند، بلكه خنده‌اش تبسم بود.
تا آنجاكه می‌گوید: هر كه بگوید در فضلیت، كسی را مانند او دیده، از او باور نكنید.(2)
زهدامام علی بن موسی الرضا علیه السلام جامع تمام فضائل بودند، به طوری كه تمام صفات عالی در ایشان جمع شده بود. خصایص شریف امام رضا علیه السلام قسمتی از صفات جدش، بزرگترین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود كه از میان پیامبران ممتاز بودند. ایشان درباره زهد به نقل از پدرانشان می‌فرمودند زاهد آن است كه حلال دنیا را از ترس حساب و كتاب و حرام دنیا را از ترس عقاب ترك می‌كند.(3)
محمد بن عباد (4) درباره رفتار زاهدانه آن حضرت می‌گوید: پوشش ابوالحسن علیه السلام در طول تابستان همواره یك بوریا بود. ایشان در طول زمستان با همه عظمت و وقاری كه داشتند پوششی ساده داشتند و به دور از هر گونه علامت‌گذاری و یا این كه رنگ مخصوصی داشته باشد همیشه لباس زبر به تن می‌كردند مگر آن كه می‌خواستند پیش مردم و به دیدن آنها بروند كه در آن وقت بهترین لباس خود را می‌پوشیدند.(5)
امام می‌فرمودند: لباس مظهر خارجی انسان است نمی‌توان نسبت به آن بی‌توجه بود حرمت مومن ایجاب می‌كند كه انسان در ملاقات با او، شئون خود و وی را رعایت كند و مقید باشد كه پاكیزه و خوش لباس باشد.(6)
از دلائلی كه امام رضا علیه السلام نزد مردم، لباس خوب می‌پوشیدند این بود كه اگر ظاهر انسان تمیز و پاكیزه باشد، دیگران از دیدن این فرد لذت می‌برند و تحت تاثیر وی قرار می‌گیرند. هم چنان كه از دیدن یك انسان كثیف و آلوده حالشان دگرگون می‌شود، ایشان لباس زیبا و پاكیزه می‌پوشیدند تا مردم با دیدن ایشان درس نظم و پاكیزگی را در كنار ساده زیستی بیاموزند و از طرفی نشان دهند كه مومن از مال حلال در حدّ شأنش می‌تواند از امكانات این دنیا استفاده كند. همچنین نقل شده: در محیط خانه امام رضا علیه‌‌السلام آثاری از زندگی اشرافی وجود نداشت از زیور و زینت استفاده نمی‌كردند، مگر این كه خود را به عود هندی خام بخور می‌دادند.
گوشه‌گیری از دنیا و ساده زیستی برجسته‌ترین صفات امام رضا علیه السلام بود. تمام راویان متفق القولند كه وقتی آن حضرت ولیعهد مامون شدند هیچ توجهی به جنبه قدرت و عظمت آن نداشتند. نقل شده زمانی كه امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل آورده ایشان با ساده‌ترین پوشش و با لباسی كه مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه سفیدی از كتان كه به سربسته بود كه یك طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی به دست داشتند، در حالی كه كفش برپا نداشتند چون همراهان ایشان این وضعیت را دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.(7)
نمونه دیگری از اخلاق امام رضا علیه السلام این بود كه در دوران ولایت عهدی وتصدی بالاترین مقام در دولت اسلامی به هیچ یك از غلامانشان دستور نمی دادند كه كارهای ایشان راانجام دهند.
روایت شده كه وقتی ایشان به حمام نیاز داشتند از این كه به كسی دستور بدهند حمام را برای ایشان آماده كنند، تنفر داشتند و خود كارهای شخصی خویش را انجام می‌دادند. همچنین ایشان جهت همدردی با مردم به حمام عمومی شهر می‌رفتند و از نزدیك با مردم معاشرت داشتند.(8)
عبادت عبادت، فروتنی در مقابل خداوند است. انسان كامل به هر اندازه به خدا نزدیك‌تر باشد به همان اندازه خشوع و بندگی‌اش در مقابل خدا بیشتر می‌گردد، چنین كسانی هدفشان در عبادت فقط سپاس نعمت‌های خداوند و نظرشان به قرب پیشگاه ابدیت می‌باشد این بزرگترین امتیازات مردان الهی در ارتباط با خداست، محور اصلی زندگی آنها خدای تعالی و عشق به خداست، شدت توجه به خدا موجب شده بود كه آنها لحظه‌ای از حق غافل نشوند‌، به طوری كه اگر گاهی حالت غفلت در خواب یا بیداری به آنها دست می‌داد آن را برای خود گناه به حساب می‌آوردند.(9)
به همین دلیل همواره آنان را می‌بینیم كه در وادی شكر الهی اظهار عجز می‌كنند و با این همه از خوف الهی لابه می‌كنند و این نشان دهنده تواضع و فروتنی آنها در مقابل ذات احدیت است.
پرهیزگاری و تقوای امام رضا علیه السلام طوری بود كه نه تنها مردم، بلكه دشمنان نیز به آن اعتراف می‌كردند، ایشان همه فكر و اندیشه‌شان، حفظ دین خدا و اجرای وظایف الهی بود و نجات خود و مردم را در تقوا، پرهیزگاری و عبادت كردن می‌دانستند. چیزهایی كه در دنیا وجود داشت، سبب نشد كه ایشان از وظیفه خود دور بیفتد، ایشان به دنیا علاقه نداشتند و نسبت به آن بی‌رغبت بودند، زهد و عبادتشان بی‌نظیر بود، همیشه سعی داشتند مردم را به تقوا و عبادت و پرستش خداوند دعوت نمایند (10) چنان كه به برادرشان زید فرمودند: «ای زید از خدا بترس، آن چه كه ما به آن رسیده‌ایم به وسیله همین تقواست هر كس كه تقوا داشته باشد و خدا را مراقب خود نداند از ما نیست و ما از او نیستیم.»(11)
منابع تاریخی، امام رضا علیه اسلام را پرهیزگاری می‌دانند كه مكرر به زیارت خانه خدا و انجام مناسك حج و عمره می‌رفتند، ایشان به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله علاقه فراوانی داشتند، بالای قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می‌رفتند و خودشان را به قبر شریف می‌چسبانیدند، در كنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله شش یا هشت ركعت نماز می‌خواندند در ركوع یا سجده سبحان الله سه بار یا بیشتر می‌گفتند، زمانی كه نمازشان تمام می‌شد به سجده می‌رفتند آن قدر سجده را طولانی می‌كردند كه عرق ایشان روی ریگ‌های مسجد می‌ریخت، صورت مباركشان را روی زمین یا خاك مسجد می‌گذاشتند، دائماً در حال عبادت بودند و به عبادت عشق می‌ورزیدند و برای عبادت خداوند انواع رنج‌ها را تحمل می‌كردند.(12)
امام رضا علیه السلام همچون پدر و اجداد پاكشان همواره قبل از هر چیز بنده خالص خداوند بودند، و همه چیز را در بندگی خدا دنبال می‌كردند در پرتو همین بندگی بود كه به ارزش‌های والای انسانی و مقام‌های بلند معنوی دست یافتند. عبادت، راز و نیاز، مناجات و سجده‌های طولانی‌شان نشان می‌دهد كه ایشان دلداده خداست رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاك خداوند داشتند. یكی از همراهان این بزرگوار در سفر خراسان می‌گوید: به روستایی رسیدیم، آن حضرت به نماز ایستادند، و سجده‌های طولانی به جای آوردند، او می‌گوید: شنیدم امام در سجده می‌گفتند:
«خدایا اگر تو را اطاعت كنم حمد و سپاس مخصوص تو است و اگر نافرمانی كنم حجت و عذری برایم نخواهد بود، من و دیگران در احساس تو شریكی نداریم اگر نیكی به من رسد از جانب تو است. ای خدای بزرگوار! مردان و زنان با ایمان را در مشرق و مغرب در هر كجا هستند بیامرز.»(13)
با توجه به مضمون دعاهای ائمه می‌بینیم دعای امامان ابتدا برای دیگران به خصوص مومنان بود بعداً برای خودشان دعا می‌كردند این نشان‌دهنده آن است كه آنها چقدر به فكر دیگران بودند و در حق مردم مهربانی می‌كردند.
در مورد امام رضا علیه السلام باید گفت ایشان، اسوه كامل عبودیت بودند و در این راه به حدی رسیده بودند كه ایشان را عاشق عبادت می‌دانستند. آن حضرت بسیاری از روزها را روزه داشتند و بسیاری از شب‌ها بیدار بودند. به طوری كه در زمان ایشان و نه بعد از آن، كسی به این درجه نرسید حتی زاهدترین افراد.
نكته مهم دیگر این كه امام رضا علیه السلام بسیاری از اوقات شبانه روز به درس و بحث مشغول بودند، فقه و علوم محمدی را به شاگردانشان درس می‌دادند زیرا ایشان درس را نمونه‌ای از ذكر و عبادت می‌دانستند و زمانی كه از درس دادن فارغ می‌شدند به ذكر گفتن خدا می‌پرداختند.(14)
اباصلت می‌گوید: من در سرخس به خانه‌ای كه حضرت را تحت نظر گرفته بودند رفتم، از نگهبان اجازه گرفتم او گفت: حالا موقع رسیدن به حضور ایشان نیست. گفتم: چرا؟ گفت: امام (علیه السلام) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز می‌خواند و از نماز، یك ساعت پیش از ظهر و نزدیك غروب فارغ می‌شوند و همه اوقاتشان در جای نماز نشسته و مشغول مناجات خدا می‌شود. اباصلت به نگهبان می‌گوید در همین موقع اجازه بگیر. اتفاقا اجازه گرفتند من در همان حال كه ایشان انتظار نماز را داشتند به حضورش شرفیاب شدم.(15)
اهمیت امام به نماز در سیره عملی ایشان كاملا مشهود است. نقل شده است روزی ایشان با بزرگان ادیان مختلف مناظره داشتند و سخنان زیادی بین امام (علیه السلام) و حاضران رد و بدل می‌شد، جمعیت زیادی در آن مجلس حاضر بودند. زمانی كه ظهر شد امام فرمودند: وقت نماز است. یكی از حاضران كه عمران نام داشت گفت: سرورم سخنانمان را قطع نكن كه دلم آزرده می‌شود شاید اگر سخنانتان را ادامه دهی مسلمان شوم . ایشان فرمودند نماز می‌خوانیم و برمی‌گردیم امام برخاستند و نماز خواندند. (16)
از دیگر ویژگی‌های آن حضرت این بود كه هر دعایی را كه شروع می‌كردند صلوات بر محمد و آل او می‌فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می‌فرستادند، شبها موقعی كه می‌خواستند بخوابند قرآن تلاوت می‌كردند، موقعی كه به آیه‌ای می‌رسیدند كه در آن از بهشت و دوزخ سخن می‌گفتند گریه می‌كردند و می‌فرمودند: «پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ»، آن حضرت هر سه روز یك بار تمام قرآن را تلاوت می‌كردند و می‌فرمودند:
«اگر خواسته باشم قرآن را در كمتر از سه روز تمام كنم می‌توانم ولی هیچ آیه را نخواندم مگر این كه در معنی آن آیه فكر كنم، و درباره این كه آن آیه در چه موضوع و در چه وقت نازل شده، از این رو هر سه روز قرآن را تلاوت می‌كنم.»(17)
ایشان هر دعایی كه می‌كردند خیلی زود به اجابت می‌رسید، نقل شده كه به مأمون خبر داده بودند كه امام رضا علیه السلام مجالس علمی مربوط به دین و مذهب تشكیل داده‌اند و این كار باعث شده مردم به مقام علمی ایشان پی ببرند. مامون فردی را مامور كرد كه نگذارد مردم در این مجالس شركت كنند، امام را نزد خود خواند و نسبت به ایشان بی‌احترامی و پرخاشگری كرد. ایشان از نزد مامون با ناراحتی بیرون آمدند و در حالی كه لب‌های خود را تكان می‌دادند و می‌گفتند: به خدا سوگند او را نفرین می‌كنم كه یاری خداوند از او برداشته شود. موقعی كه به خانه رسیدند دو ركعت نماز به جا آوردند. اباصلت می‌گوید: امام هنوز نمازشان را تمام نكرده بودند كه زلزله‌ای در شهر اتفاق افتاد، فریادهای زیادی شنیده می‌شد و گرد و غبار زیادی از زمین بلند شد. اباصلت اضافه كرد من از جایم حركت نكردم تا امام (علیه السلام) سلام نماز را گفتند. بعد از آن بالای پشت‌بام رفتم و بیرون را نگاه كردم و جز سرهای شكسته چیزی ندیدم بعد از مدتی مأمون و لشكرش در حالی كه سرشان شكسته بود را دیدم كه با كمال خفت و خواری از شهر بیرون شدند.(18)
از اباصلت هروی نقل شده است كه روزی امام در منزل خود نشسته بودند، فرستاده هارون الرشید وارد شد و به ایشان چنین گفت: خلیفه شما را به حضور می‌طلبد. امام رضا علیه السلام برخاستند و
فرمودند: ای اباصلت او مرا جز برای امر ناگواری احضار نكرده است ولی به خدا سوگند نخواهد توانست آنچه را ناپسند می‌دارم در حق من انجام دهد زیرا دعای جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراه خود دارم كه موجب حفظ جان من خواهد شد. ایشان وارد قصر هارون الرشید می‌شوند چون نگاه حضرت به هارون افتاد همان دعا را خواندند و در مقابل او ایستادند. هارون الرشید به امام چنین گفت: ای ابوالحسن، دستور داده‌ایم یكصد هزار درهم به شما بپردازند تا شما نیازهای خانواده خود را برآورده كنید. چون علی ابن موسی علیه السلام از آن مجلس بیرون رفتند هارون چنین گفت: من خواهان چیز دیگری بودم و پروردگار چیز دیگری اراده كرد و آن چه خدا بخواهد همان شود.(19)
فردی به نام رجاء بن ابی ضحاك (20) در مورد عبادت و مناجات امام رضا علیه السلام چنین می‌گوید: مامون مرا نزد امام علیه السلام به مدینه فرستاد كه ایشان را از مدینه به خراسان نزد وی ببرد، مامون سفارش كرده بود كه مواظب امام باشد. مسیر راه بصره، اهواز، فارس، خراسان بود و خیلی سفارش شده بودند كه شبانه روز از ایشان جدا نشوند وی می‌گوید من همیشه كنار امام بودم و كسی را با تقواتر نسبت به خدای متعال مثل او ندیده بودم، ذكر خدا همیشه بر لبانشان جاری بود، همیشه خداترس و پارسا بود، موقعی كه وقت نماز می‌شد در سجده‌گاه خود می‌نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذكرهای دیگر می‌گفتند و بعد از نماز اطرافیان را نصیحت می‌كردند. (21) رجاء ابن ابی ضحاك اضافه می‌كند وقتی ایشان را نزد مامون بردم از من درباره احوالات امام پرسید من آنچه را دیده بودم برای او گفتم از رفتار و اعمال ایشان، رفتن و ماندن‌شان، همه آنچه كه اتفاق افتاده بود. مامون گفت: ای پسر ضحاك این مرد بهترین خلق خدا روی زمین است، از همه‌ی مردم دانشش و عبادتش بیشتر می‌باشد آنچه كه از ایشان دیدی نزد كس دیگر نگو تا بزرگواری او بر كسی آشكار نشود مگر از زبان خود من.(22)
سخاوت
از اصول اخلاقی كه در زندگی همه‌ی امامان فراوان دیده شده است جود و سخاوت است. سخاوت در مقابل بخل قرار دارد، یعنی انسان از امكانات مادی و معنوی كه در اختیارش وجود دارد فقط خودش استفاده نكند بلكه با بخشش به دیگران قسمتی از مشكلات آنها را حل كند و دیگران را از نعمت‌هایی كه خداوند به او داده، چه نعمت مادی و چه نعمت‌های معنوی مانند علم برخوردار كند.(23)
سخاوت از «سخاء» گرفته شده است و «سخا النار و یسخوها»، یعنی این كه اگر خاكستر آتش را از آتش پاك كنیم، بهتر می‌سوزد و روشنایی‌اش بیشتر می‌شود،‌ بنابراین تعریف سخاوت كه از همین ریشه است موجب روشنایی و گرم كردن كانون خانواده‌های بینوایان می‌شود.(24)
شاید بهترین تعریف درباره سخاوت بیان امام رضا علیه السلام باشد كه فرمودند:
«السخی یاكل من طعام الناس لیاكلوا من طعامه و البخیل لایاكل من طعام الناس لئلا یاكلوا من طعامه»؛ انسان سخاوتمند از غذای دیگران می‌خورد تا از غذای او بخورند، ولی انسان بخیل از غذای دیگران نمی‌خورد تا از غذای او نخورند.»(25)
در بررسی سیره امام رضا علیه السلام ویژگی بذل و بخشش بسیار به چشم می‌خورد. ایشان بسیار صدقه پنهانی می‌دادند و اموال خویش را بین نیازمندان تقسیم می‌نمودند. روایت شده كه ایشان یك سال تمام ثروت خود را در روز عرفه بین نیازمندان تقسیم كردند. فردی به ایشان گفت: این گونه بخشش، ضرر است. حضرت فرمودند: این گونه بخشش ضرر و زیان نیست بلكه غنیمت است، هرگز چیزی را كه به وسیله آن طلب اجر و كرامت می‌كنید، غرامت و ضرر به شما نیاور.(26)
گزارش شده هر وقت سفره غذا را برای امام پهن می‌كردند كاسه‌ای نزدیك ایشان قرار می‌دادند، ایشان از هر نوع غذا مقداری را برمی‌داشتند و در آن كاسه می‌ریختند و دستور می‌دادند آن را بین فقرا تقسیم كنند. بعداً می‌فرمودند:
"فلا اقتحم العقبه(27)؛ باز هم به عقبه تكلیف تن در نداد ."
و می‌فرمودند: خداوند می‌داند كه همه مردم قدرت این را ندارند كه بنده آزاد كنند برای آنها راه دیگری قرار داده، و آن غذا دادن به فقرا است.(28)
شیوه امام علیه السلام در بخشش طوری بود كه حتی كسی كه مورد جود امام رضا علیه السلام قرار می‌گرفت، ذره‌ای احساس شرمندگی نكند. نقل شده كه ایشان در مجلسی با یاران خود مشغول صحبت كردن بودند، جمعیت زیادی در آن مجلس حضور داشتند كه ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و به حضرت سلام كرد و گفت: من مردی از دوستان پدران و نیاكان شما هستم. از حج برمی‌گشتم كه خرجی خود را گم كردم، ‌اگر شما به من كمك نمائید تا به وطنم برسم پولی كه شما به من می‌دهی، از طرفتان صدقه خواهم داد. حضرت فرمودند: بنشین. بعد از مدتی كه جمعیت پراكنده شدند و جز عده‌ی كمی باقی نماندند امام به اتاقشان می‌روند و بعد از مدت كمی بازگشتند و دستشان را از بالای در بیرون آوردند و پرسیدند آن مرد كجاست؟ مرد جواب داد من در حضور شما هستم. ایشان فرمودند: این دویست اشرفی را بگیر و خرج كن، لزومی ندارد كه از طرف من صدقه بدهی از نزد من خارج شو تا ترا نبینم و تو نیز مرا نبینی. بعد از رفتن آن مرد، فردی كه در آنجا حضور داشت به امام رضا علیه السلام عرض كرد: شما نسبت به این شخص احسان و بخشش نمودید. علت این كه فرمودید تا شما او را نبینید و او شما را نبیند چیست؟ ایشان فرمودند: از ترس این كه مبادا شرمندگی در صورت او ببینم آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله) شنیده‌اید كه فرمودند: حسنه مخفیانه با هزار حج برابر است.(29) این عمل امام (علیه السلام) ما را متوجه مطلبی می‌كند و آن این كه اگر انسان وقتی چیزی به بینوایی یا سائلی می‌دهد بخشش نیست بلكه شكر نعمتی است كه خداوند به او داده است. انسان تا موقعی كه حقوق واجبش را نپرداخته در خطر بزرگی قرار دارد بخشش امام به خاطر دوستی كردن با دیگران نیست بلكه به خاطر شكر كردن نعمت‌های خداوند است كه به ایشان داده است.
همچنین نقل شده است شخصی به حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام گفت: به قدر جوانمردی خودتان به من عطا و بخشش كنید. ایشان فرمودند: این اندازه برای من مقدور نخواهد شد. او گفت: پس به اندازه مروت من عطا كن. حضرت فرمودند: این مقدار ممكن می‌شود پس از این جریان به غلام خودشان دستور دادند تا مبلغ 200 اشرفی به او بدهند.(30)
علاوه بر نیازمندان، سخاوت امام رضا علیه السلام شامل حال شاعران و دوستداران تواضع امام رضا چنان زیاد بود كه زمانی كه برای آن حضرت غذا می‌آوردند.
ایشان غلامان و خادمان و حتی دربان و نگهبان را بر سر سفره می‌نشاندند و با آنها غذا می‌خوردند. همچنین نقل شده زمانی كه آن حضرت تنها می‌شدند همه خادمان و غلامان خوشان را از كوچك و بزرگ جمع می‌كردند و با آنان سخن می‌گفتند و با آنها انس می‌گرفتند به طوری كه غلامان آن حضرت هیچ ترسی از ارباب و مولای خود نداشتند.(31)
تواضع امام به اندازه‌ای بود كه بعضی مواقع مردم ایشان را نمی‌شناختند و از افراد معمولی تمییز نمی‌دادند. نقل شده است كه روزی ایشان وارد حمامی می‌شوند مردی آن جا بود كه ایشان را نمی‌شناخت به امام می‌گوید بیا مرا مشت و مال بده. حضرت شروع به مالیدن دست و پای او كردند زمانی كه ایشان را شناخت عذر خواهی كرد ولی امام او را دلداری دادند.(32)
ادب و تواضع امام رضا علیه السلام نسبت به دیگران به اندازه‌ای بود كه اگر فردی بر امام وارد می‌شد ایشان به خاطر احترام گذاشتن به آن فرد از جایشان برمی‌خاستند و او را در مناسبت‌ترین مكان‌ها جا می‌دادند.(33)
صبر و مقاومت
یكی از اصول مشترك در زندگانی امامان كه همواره در زندگی آنها مشاهده گردیده صبر و مقاومت است. این بزرگواران الگوی بزرگ صبر و قهرمان مقاومت بودند.
در بررسی زندگی امام رضا علیه السلام می‌بینیم كه ایشان نیز همچون دیگر امامان نمونه كامل این صفت اخلاقی بودند. شاید بتوان از موقعیت‌های دشواری كه ایشان با آن رو به رو شدند زمانی كه مأمون این بزرگوار را به خراسان دعوت كرد نام برد.
ایشان برای وداع خانه خدا به مكه رفتند لحظه جدایی آن حضرت از فرزندش ابی جعفر محمد بن علی جواد (علیه السلام) بود كه ایشان با دلی استوار و مطمئن به قضا و قدر الهی این مصیبت را تحمل كردند شكیبایی و بردباری آن حضرت در دوره خلافت مامون در برابر سیاست‌ها مرموز و پشت پرده او به ویژه جریان ولایتعهدی درجه صبر و تحمل آن حضرت را برای ما آشكار می‌كند.(34)
امام رضا علیه السلام در دوران زندگی‌شان و زندانی بودن پدر بزرگوارشان مكرر سعه صدر از خود نشان می‌دادند و مراقب اهل و عیال پدر ارجمندشان بودند. ایشان اهل حلم و شكیبایی بودند. در برابر افرادی كه با ایشان ستیزه و نزاع داشتند حلم و صبر می‌ورزیدند. در برابر دهن كجی‌های دیگران سعی می‌كردند سكوت كنند. افرادی بودند كه نسبت به ایشان بی‌احترامی می‌كردند. اما این بزرگوار در برابر آنها خاموشی را انتخاب می‌كردند.(35)
اخلاق اجتماعی امام رضا علیه السلام:
رفتار امام رضا علیه السلام با خانواده
سراسر مدت سی و پنج سال امامت امام موسی كاظم علیه السلام با حوادث و فراز و نشیب‌های سیاسی آمیخته بود. بیشتر زندگانی ایشان در زندان‌های هارون الرشید سپری شد. امام رضا علیه السلام در تمامی مدتی كه امام كاظم علیه السلام زندانی بودند دستیار و پشتوانه استوار پدر در حوادث سیاسی فرهنگی بودند. شریك غم‌ها و رنج‌های پدرشان بودند هرگز در برابر قدرت‌طلبان هوس باز، خودشان را تسلیم نكردند. ایشان راه پدر را ادامه دادند و مردم را به شدت از یاری رساندن و كمك به خلفای طاغوتی دور می‌كردند. چون امام كاظم علیه السلام بیشتر عمر شریف‌شان در زندان‌ها سپری شد، امام رضا علیه‌السلام به عنوان فرزند ارشد مسئول نگهداری خانواده ایشان بودند، ایشان در این مدت طوری از خانواده‌شان مراقبت كردند، كه اجازه ندادند كسی به آنها بی‌احترامی كند، نهایت احترام را به آنها می‌گذاشتند و خطرات دشمنان را از آنان دور می‌كردند.
علاقه حضرت به خانواده‌شان در محبتی كه به امام جواد علیه السلام داشتند نیز قابل ملاحظه است. قبل از تولد امام جواد علیه السلام فردی به امام رضا علیه السلام می‌گوید شما كودكان را دوست دارید پس از خداوند بخواهید كه پسری به شما عطا كند. حضرت فرمودند: خداوند پسری به من خواهد داد كه وارث من می‌شود هنگامی كه اباجعفر علیه السلام متولد شدند، حضرت در طول شب گهواره ایشان را حركت می‌دادند و با او بازی می‌كردند. امام فرزندشان را آن قدر دوست می‌داشتند كه شب را نمی‌خوابیدند و گهواره امام جواد علیه السلام را حركت می‌دادند. به ایشان عرض شد آیا مردم با پسرانشان چنین رفتار می‌كنند؟ حضرت فرمودند: این پسر مانند عامه مردم نیست به دنیا آمدن و رشد نمودن او مانند ولادت پدران پاكش است.(36)
رفتار امام با فرزندشان امام جواد علیه السلام آن قدر محبت آمیز و توام با احترام بود كه ایشان را به نام صدا نمی‌زدند بلكه بیشتر با كنیه مورد خطاب قرارش می‌دادند. به عنوان مثال می‌فرمودند: «ابوجعفر برای من نوشته است و من برای ابوجعفر نوشتم.»(37) به این ترتیب می‌خواست ایشان را احترام و تمجید كنند.
نمونه دیگر علاقه و وابستگی امام رضا علیه السلام، محبتی بود كه به حضرت معصومه علیه السلام داشتند.
رفتار امام رضا علیه السلام با مردم
امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعی به نیكوترین صورت با آنان برخورد می‌نمودند. این سیره چنان نیكو بود كه با الگو قرار دادن آنان ما می‌توانیم روش صحیح برخورد اسلامی با افراد گوناگون را بیاموزیم.
با بررسی آِیات در می‌یابیم برخورد با انسان‌های مختلف باید هماهنگ و متناسب با روحیه آنها باشد خداوند عزوجل در قرآن فرموده است:
"محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم"(38)؛ محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سخت و شدید و در میان خود مهربانند.
در آیه دیگری چنین فرموده:
"یا ایها النبی جاهد الكفار و المنافقین و اغلظ علیهم"(39)؛ ای پیامبر با كافران و مجاهدان جهاد كن و بر آنها سخت بگیر.
از این آیات چنین نتیجه‌گیری می‌شود كه برخورد قرآن و اسلام با انسان‌های مختلف فرق می‌كند. در بعضی جاها دستور به برخورد نیك و پر محبت می‌دهد، «با مردم سخن نیك بگویید»(40) و در جای دیگر دستور به برخورد میانه می‌دهد: «محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.»(41)
امام رضا علیه السلام به عنوان اسوه كانون مهر و عاطفه نسبت به بندگان خدا بود. در زیارت آمده است: السلام علی الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پیشوای با رافت و مهربان) این لقبی است كه از طرف خداوند به ایشان داده شده است. ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل خانه و خدمت گزارانشان داشتند. در روزی كه ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این كه نماز ظهر را خواندند به فردی كه نزدیكشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده كاركنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من در چنین وضعیتی كسی می‌تواند غذا بخورد؟ در این لحظه كه امام علیه السلام متوجه می‌شوند كسی غذا نخورده، می‌نشینند و دستور آوردن سفره‌ای را می‌دهند همه را سر سفره دعوت می‌كنند و آنها را یكی یكی مورد محبت قرار می‌دهند.(42)
ایشان در جایی كه مربوط به شخص خودشان بود بزرگ‌ترین گذشت‌ها، عالی‌ترین ایثارها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی كامل و نمونه است كه هیچ علاقه‌ای به دنیا و ظواهر آن ندارد.
اگر فردی حتی كوچك‌ترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام می‌داد، ایشان نهایت تشكر و قدردانی را به جا می‌آوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران می‌نمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی می‌كردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی می‌كردند مشكل آنان را حل كنند. زیاد بودند افرادی كه در سایه یاری رسانی‌های امام علیه السلام به خیری دست یافتند.

پي نوشت :

:1- از اصحاب رضا علیه السلام بود.
2- محمدباقر مجلسی، المكتبة الاسلامیه، تهران، 1371، ص 90 -91، علی بن عیسی، الاربلی، كشف الغمه، ج 3، ص 156 – 157.
3- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السلام، علی اكبر غفاری، ج 1، ص 628.
4- از یاران و معاصران امام رضا علیه السلام بود.
5 - علی بن عیسی الاربلی، كشف الغمه، ج 3، ص 157.
6 -ر.ك باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگی علی بن موسی الرضا، سیدمحمد صالحی، تهران، دارالكتب اسلامیه، 1382، ص 59-60.
7 - ر.ك محمدبن محمد، مفید ارشاد، هاشم رسولی محلاتی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ج 2، ص 372 – 373.
8- ر.ك باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگی امام رضا علیه السلام ، ج 1، ص 57.
9 - ر.ك سیدهاشم ، رسولی محلاتی، مجموعه آثار نخستین كنگره جهانی حضرت رضا، ناشر كنگره امام رضا، ص 425- 426.
10 - ابن بابویه، صدوق عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 435.
11- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 573.
12 - همان، ج 2، ص 421.
13 - محمدباقر مجلسی، بحارالنوار، ج 49، ص 92-93 .
14- ر.ك. حسین عمادزاده، مجموعه زندگانی چهارده معصوم ، ص 1064.
15- ر.ك. ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 431-432.
16 - ر. ك . محمدتقی، مدرسی، امامان و جنبش‌های مكتبی، حمیدرضا آژیر، چاپ اول 1367، مشهد، آستان قدس رضوی، ص 281.
17- ر.ك . ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 420 .
18- ر. ك. ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 402.
19 - ر.ك. محمدتقی، مدرس، امامان و جنبش‌های مكتبی، ص 248.
20 - گماشته ودایی مامون .
21- ر.ك. ابن بابویه صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 421 .
22-ر.ك. ابن بابویه صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 421.
23- ر.ك. محمد محمدی اشتهاردی، اصول اخلاقی امامان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 53.
24- ر.ك. همان، ص 54.
25- ر.ك. محمدباقر مجلسی، بحارالنوار، ج 49، ص 102.
26- ر.ك. محمد امین، سیره معصومان، حجتی كرمانی، سروش، 1374، ص150.
27- سوره بلد، آیه 11.
28- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص97، حسین عمادزاده، چهارده معصوم، ص 1065
29- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص101 -100.
30- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص100.
31 - محمد امین، سیره معصومان، علی حجتی كرمانی، ص 149.
32- محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج 49 ، ص 99، محمدجواد، فضل الله، تحلیل از زندگی امام رضا علیه‌السلام، ص 43.
33 - محمدجواد فضل الله، تحلیلی از زندگانی اما م رضا علیه السلام، ص 45.
34 - ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 526.
35 - عمادالدین حسین، اصفهانی مشهور به عمادزاده، مجموعه زندگانی 14 معصوم، ص 1064.
36- محمدباقر، بهبهانی، جواد الائمه، ترجمه ابراهیم سلطانی نسب صیام، اول ذیقعده، 1381، ص 17.
37- باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگانی امام رضا علیه السلام، 1382، ج1، ص 51، ابن بابویه، عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 596.
38- سوره فتح، آیه 29.
39- سوره توبه، آیه 73.
40- سوره بقره، آیه 83.
41- سوره فتح، آیه 29.
42- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 498.

منبع: سیره اخلاقی و سیاسی امام رضا علیه السلام
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 10:20 توسط میثم | |


1. حق، معرفت به هر نگاهم داده
در حلقه ی عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش فقط یک چیز است
ایرانی ام و رضا پناهم داده
*میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک*


2. مگذار مرا دراین هیاهو، آقا
تنها و غریب و سربه زانو آقا
ای کاش ضمانت دلم را بکنی
تکرار قشنگ بچه آهو آقا
// عیدتون مبارک //


3. کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد
بدون واسطه دم از احد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف
به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد
...
بهترین شادباش ها تقدیم به شما،
بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا-ع


4. سالها تاریخ شمسی گشت و گشت
شادمان شد تا شنید این سرگذشت
روز میلاد امــــــــام هشــــــتم است
هشت هشت جمعه هشتاد و هشت


5. امام رضا(علیه ‎السلام)
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى برطرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش برطرف سازد.
(اصول کافى، ج 3، ص 268)
...
خدایا بحق این امام همام، شادی و سرور واقعی و دائمی را در دلهای ما برقرار ساز/آمین.


6. در باغ ولایت گل خوشبوست رضا
سروچمن گلشن مینوست رضا
نومید مشو زدرگه احسانش
زیرا به جهان ضامن اهوست رضا
*/میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیت*/


7. یاد او در عمق دلها می شکوفد همچو نور
نام او در کام جانها می تراود همچو قند
ای حضور هشتمین، افتادگان غربتیم
دست ما را هم بگیر از لطف، ای بالابلند!
.: عید شما مبارک :.


8. رضای تو را من رضایم، رضا جان
به دربار تو من گدایم رضا(ع) جان
اگر دور از مکه و کربلایم
تویی مکه و کربلایم رضا(ع) جان


9. اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایى
جان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایى
میوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایت
بحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى


10. آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردند
باران مهر و رحمت و نور و صفا بارید / دل را بـه عـشق پاک "آقا" آشنا کردند


میلاد امام رضا علیه السلام


و این هم یه شعر زیبا از مرحوم قیصر امین پور در وصف مولای عشق و وفا، آقا امام رضا علیه السلام:


چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند/ موج‌های پریشان تو را می‌شناسند


پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی/ ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند


نام تو رخصت رویش است و طراوت/ زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند


هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی/ هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند


از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی/ ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند


بوی توحید مشروط بر بودن توست/ ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند


گرچه روی از همه خلق پوشیده داری/ آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند


اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد/ چون تمام غریبان تو را می‌شناسند


کاش من هم عبور تو را دیده بودم/ کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 10:19 توسط میثم | |

با سلام خدمت تمام دوستانم

شرمنده چند وقته بخاطر مشغله کاریم نتونستم چیزی براتون بنویسم. راستش دلم دیگه به این کارا نمیومد. علاقه خاصی به عکاسی پیدا کردم میخوام از این به بعد براتون عکسامو بزارم تا نظرتون و راجع به اونا بدونم.

بازم بچه ها میگم عشق همش دروغه

درآخر این شعر هم تقدیم شما

مگه میشه یه پرنده

مگه میشه دو پرنده

مگه میشه سه پرنده

مگه میشه چهار پرنده

مگه میشه پنج پرنده

مگه میشه شش پرنده

مگه میشه هفت پرنده

......

هرکی صفای دلش بیشتره جلوتر میره

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 9:47 توسط میثم | |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 10:25 توسط میثم | |

عزیزم دوست دارم
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:22 توسط میثم | |

 تولد تو اغازیست برای یه دنیام 

 تولد همه خوبيهاست

تولد تمام زيباييهاي زندگي

امروز روز توست

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي

هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم

چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟

چه وقت ديگر  گيتي تواند چون تويي را بزايد؟

فرشته اي فقط در قالب يك انسان

فقط ساده مي توانم بگويم :

عزيزم تولدت مبارك

 

 

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:7 توسط میثم | |

ژاپن: به شدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!

مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!

عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر صورت زنده ماندن درس مي خواند!

چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!

اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد!

گينه بي صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!

اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!

ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 17:1 توسط میثم | |

 
 
 

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.


 

نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 17:12 توسط میثم | |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست